معرفی وبلاگ
خداوندا؛ ميخواهم هماني شوم كه تو خواهي / نه هماني كه شوي برايم و من ميخواهم ! / خواهان آنم كه شوم برايت و تو خواهي / خواست من همان شود كه تو ميخواهي............................. *************************** منم آن شاعر تواب كه در آخر عمر / روي قله ي پر از قافيه ها / و تو مسجدي پر از خاطره ها / گاهي سجده و گاهي يه نيم نگاه / و بدنبال پر از حساي خوب / با لغاتي كه نشان دهد يادي به اوست / بنويسم شعري نو رو چكنويس / تا خدا گويد : تو اي بنده من / تو در اين جاي قدمگاه / فقط از ما بنويس ( تنظيم: داريوش دوسراني )
دسته
جبهه و سنگر
محرم و صفر
حرفهای دین 3
راه ولایت
ادبستان
معلم و آموزه هایش
نماز ستون دین
رایانه، موبایل و فنی
حرفهای دین 2
حرفهای دین 1
هنر زنان ایرانی
دل نوشته ها : 2
پزشکی و سنتی
فرهنگی و آموزشی
دل نوشته ها : 1
سیر و سیاحت
خبر و ورزش
از هر دری سخنی
لینکستان
دنیای SMS
بیمه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 106634
تعداد نوشته ها : 145
تعداد نظرات : 165
Rss
طراح قالب

در فكر كجاي هستي، هستي...!؟

تو با خودشناسي، خودت را بايد بهتر بشناسي...

تا بتواني خودت  را بهتر ببيني...!

حسرت گذشته را خوردن چه سودي دارد ترا؟

غصه آينده را بايد نمود...

تا حال خود را دگرگون تر نمود...!

استعداد خودت را آزاد كن...، استحقاق خودت را آواز كن...

قدر خودت را بدان...، تا كه قدرتمند بماني...

به هزار و بي دليل...، خودت را بي بديل كن...

زيرا هر كس كه به خود شك داشت...، او از همه شكايت داشت...

رسيدن به هدف ميسر است...، اگر كه تو خود را اسير مسير نگرداني...

زيرا پرنده وقتي شناگر گشت...، كه پيش از آن در هوا شناور مي گشت...

صاحبانِ اهل دل...، دل اهلي را دوست دارند...!

و زيبايي نيز ديدني است...، به شرط آنكه ديد زيبايي داشته باشي...

بدان كه بخشش...، پاك كنِ همه رنجش هاست...

و انسان موجودي است...، كه انسانيت همه موجوديت اوست...

پس؛ برخيز و همت كن...، تا باورهاي خود را بارورتر  بگرداني...

چون دلخواسته نبودن...، دليلي بر دلخسته بودن نيست...

همين كه هست...، يا بايد آنرا ساخت يا بايد با آن ساخت...!

ديروز برايمان...، به خاطره ها تبديل گشت...

و ما به خاطر فردا...، خاطرخواه امروز گشته ايم...

چه خوب است كه ما...، همه را فقط براي هم بخواهيم...

نه همه اش را براي خودمان...، تا اينقدر خودخواه نمانيم...

ياران؛ بياييد تا نگاه مان را عميق دربست كنيم...!، به خدمت كردن...

كه خدمتگزاري ما باشد...، در خدمت درهاي بسته...!

 و هم ينكه اميد و شادي را به نيازمندان بازگردانيم...

چون بهترين شاديهاو آرزوها براي ما...، نياز به خداوند است......

زيرا كه خداوند دوست دارد...، تا همه ما را شاد ببيند...

هم به او...، و هم به همديگر...

بي آنكه با شتاب، به هم منَّت بگذاريم...

به آرزوها و دعاهاي يكديگر نياز داشته باشيم...

چون من هم به دعاي شما نيازمندم...

پس؛ تو با خودشناسي...، خودت را بايد بهتر بشناسي...

التماس دعا...

 

با تشكر از صبر و حوصله شما...

تنظيم: داريوش دوسراني (tavabam)

يکشنبه 9 4 1392 13:41

«عيد ولايت (عيد غذير خُم)»

 

اين عيد ولايت، يعني از ما حمايت

با اين حمايت، بر ما بشود پر از سعادت

يا علي گوييد، تا كه اجرا بشود از او عدالت

بر دوستانش عطر گل طراوت، بر دشمنانش لعنت

 

روز غدير؛ روز ابلاغ ويژه حكم خداوند رحمان و رحيم توسط حضرت جبرئيل به پيامبر اكرم حضرت محمد مصطفي (ص)پرچمدار رحمت و نماد عشق، محبت و اخلاق بر تمامي مسلمانان تشيع علوي مبارك باد...

 

تنظيم شعر: داريوش دوسراني (tavabam)

چهارشنبه 10 8 1391 14:22

بسمه تعالي

 

بنام خداوند بخشنده و مهربان

كه تا نفس هست عبد اويم همچنان

گر از اين دنيا روم به آخرت پروازكنان

بار ديگر تا قيامت عبد اويم همچنان

 

  مادرم بود چون ابر سپيد

 

مادرم بود چون ابر سپيد

از كجا مانند او آمد پديد

او كه در رخ زيبا همچو خورشيد

سايه اش بود برايم پُر از مهر و اميد

و خداوند؛ از روح خود بر او دميد

تا با نام «ربابه» بر خود ببالد مدت مديد

گرچه از پروردگار بال پرواز گرفت به رنگ سفيد

اما افسوس كه من دركش نكردم از برم زود پر كشيد

---------------------------------------------------------------------------------------

«ابر سپيدم، خالق عشق بود»

 

مادرم ابر سپيد بود در اين عرش برين

از كجاي آسمان پيدا كنم من اينچنين

همچو او را من كجا يابم در اين افلاكيان

تا مرا دلگرم كند و مداوم همچنان

من كه عاجز مانده ام از رفتنش در اين جهان

و در اينجا؛ من كه تنها مانده ام در اين ميان

از صفاتش من چه گويم كه او وصفش كمه

او كه تنها مهربان بود با همه و نصيب گشت بر همه

زير پاي مادرم برپا شده دشت بهشت

اي خداي مهربان محفوظ نگهدار تو اين خالق عشق

 

****************************

آري؛ امروز روز عزاي من است و سايه سعادت ديگر بر سرم نيست.

1391/6/16 روز پنج شنبه، ساعت 8:50

 

تنظيم شعرها: داريوش دوسراني (tavabam)

شنبه 25 6 1391 16:46

دوستان عزيز و گراميم ، سلام

صرفنظر از اين روز مبارك كه ميلاد بزرگ بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا ( س ) كه الگويي براي زنان در پاكدامني و يگانه فرزند محمد مصطفي ( ص ) سيد المرسلين و همسر مرتضي حيدر ( ع ) سردار خيبر و مادر دو فرزند ذكور خود حسنين ( ع ) دو سردار صلح و قيام مومنين و نيز مادر زينب كبري آن شير زن كربلا ميباشد و نامگذاري شده است ، از مدتها پيش ميخواستم براي مادرم كه زحمات زيادي برايم كشيده است تا به اين مرحله از زندگي برسم ، شعر يا دكلمه اي برايش بسرايم و تنظيم كنم . اما دريغا كه تا قبل از اين روز عزيز هيچ چيزي به ذهنم نميآمد و من از بابت آن شرمنده مادرم بودم . پيش خودم مي گفتم كه منهم مثل او بايد صبور و بردبار باشم و به خداوند متعال توكل بكنم كه روزي چنين سعادتي برايم مهيا خواهد شد و خدا را شكر مي كنم كه روز موعود فرا رسيد و بر من بسي افتخار شعف انگيزي است كه در چنين روز فرخنده اي توانسته ام براي مادرم كه عزيزترين فرد زندگيم ميباشد همين متني را كه شما آنرا در ذيل ملاحظه خواهيد كرد تنظيم نمايم . اميدوارم وقتي متن را برايش مي خوانم از ته دل از من راضي بوده باشد ، هر چند براي تمامي درد و رنجهايي كه او در اين سالها از بابت من متحمل شده است قابل جبران نخواهد بود ، اما اگر اندازه آن حتي يك ذره اپسيلن هم باشد ، من تا ابد قدرداتش خواهم بود....

 

  سلطان غمها يعني مادر

  سكوت دردها يعني مادر

  شريك رنجها يعني مادر

  تحمل سختيها يعني مادر

  دل شكسته تنها يعني مادر

  چشم به انتظار يعني مادر

  نشانه ايثار يعني مادر

  اوج فداكاري يعني مادر

  الگوي تلاش يعني مادر

  چشمه مهرباني يعني مادر

  اميد به فرزند يعني مادر

  فرشته زمين يعني مادر

  صاحب بهشت يعني مادر

  تمام خوبيها يعني مادر

  معناي زندگي يعني مادر

  و من براي اين معاني

  عاشقانه ترين شعرم را سروده ام

  فقط براي تو مادر فقط تو ....

 

  تنظيم : داريوش دوسراني ( tavabam )

جمعه 22 2 1391 15:23

  ديگر هيچ كسي از من نمانده ، تا كه او يادي كند

  ديگر هيچ كسي باقي نمانده ، تا كه او كاري كند

  او كه از دور بيايد و به نزديك بپرسد

  تو در اين غربت غم ، به چه اميد بستي ؟

  تا كه من با دل غم و به تكرار گويم

  به شب تنهايي ، كه در آن نور باشد

 

  تنظيم شعر : داريوش دوسراني ( tavabam )

چهارشنبه 20 2 1391 13:2

  تقديم به دينداران و مومنين پاك و مخلص و تقوا پيشگان به دين و ديانت...

 

  دنياي دين ، دنياي نور / دنياي كفر ، دنياي زور

  دنياي دين ، دنياي شوق / دنياي كفر ، دنياي بُق

  دنياي دين ، شور و شعف / دنياي كفر ، پر از حرف

  دنياي دين ، پر از سُرور / دنياي كفر ، فقط غرور

  دنياي دين ، تو راستي / دنياي كفر ، تو كاستي

  دنياي دين ، در انتها / دنياي كفر ، همين جاها

  دنياي دين ، دنياي ناز / دنياي كفر ، دنياي تاز

  دنياي دين ، دنيا ديده / دنياي كفر ، دنيا زده

  دنياي دين ، زيراندازي / دنياي كفر ، براندازي

  دنياي دين ، تو عشقيا / دنياي كفر ، تو وحشيا

  دنياي دين ، تو عاشقي / دنياي كفر ، تو فاسقي

  دنياي دين ، بقا بوده / دنياي كفر ، فنا بوده

  دنياي دين ، شفا ميده / دنياي كفر ، جفا ميده

  دنياي دين ، در ايمان / دنياي كفر ، در عصيان

  دنياي دين ، دنياي دل / دنياي كفر ، دنياي گِل

  دنياي دين ، در معراج / دنياي كفر ، در حراج

  دنياي دين ، شفاعت / دنياي كفر ، حماقت

  دنياي دين ، با مرام / دنياي كفر ، در حرام

  دنياي دين ، رياضت / دنياي كفر ، فضاحت

  دنياي دين ، پر از دعا / دنياي كفر ، پر از ريا

  دنياي دين ، در زيبايي / دنياي كفر ، در تنهايي

  دنياي دين ، با صالحين / دنياي كفر ، با جاهلين

  دنياي دين ، همراه دين / دنياي كفر ، همراه كين

  دنياي دين ، توي گلاب / دنياي كفر ، تو منجلاب

  دنياي دين ، در محراب / دنياي كفر ، تو گرداب

  دنياي دين ، در علوي / دنياي دين ، در بدوي

   دنياي دين ، تبرك است / دنياي كفر ، تكبر است

  دنياي دين ، عشق خدا / دنياي كفر ، لعن خدا

 

  تنظيم شعر : داريوش دوسراني ( tavabam )

سه شنبه 19 2 1391 15:9

  خدايم ، برايت

  من هستم كوچكت

  من گشتم مخلوقت

  من باشم گدايت

  و از ازل بنده ات

  خدائي , برايم

  تو هستي بزرگم

  تو گشتي خالقم

  تو شوي مالكم

  و تا ابد معبودم

 

  تنظيم : داريوش دوسراني ( tavabam )

يکشنبه 17 2 1391 23:55

دنياي ما شيعان اثني اعشري ، چهاده معصومين ميباشد يعني از نبي اكرم حضرت محمد مصطفي ( ص ) تا حضرت قائم المهدي ( عج ) منجي عالم بشريت كه همگي ما منتظر ظهورش هستيم تا اگر توفيق شود در زمان ظهور ايشان يكي از ياران بي ادعا و مخلص او باشيم ( انشاءالله ) و در نقطه مقابل ما نيز ، دنياي كفر و قسم خورده دين اسلام و مسلمين وجود دارد و به همين خاطر شعري را سروده ام كه آنرا به تمامي شيعيان مخلص و پاك جهان اسلام تقديم مي نمايم...

 

  دنياي ما محمَّد است / دنياي كفر در حسد است

  دنياي ما در فاطمه ست / دنياي كفر در واهمه ست

  دنياي ما امام علي ست / دنياي كفر در جملي ست

  دنياي ما حسن گشت / دنياي كفر به سم گشت

  دنياي ما حسين باشد / دنياي كفر غمين باشد

  دنياي ما سجاد رفت / دنياي كفر بر باد رفت

  دنياي ما باقر است / دنياي كفر كافر است

  دنياي ما صادق شود / دنياي كفر با دق شود

  دنياي ما كاظم شد / دنياي كفر لازم شد

  دنياي ما پر از رضاست / دنياي كفر پر از جفاست

  دنياي ما جواد است / دنياي كفر جلاد است

  دنياي ما امام نقي ست / دنياي كفر دهن دري ست

  دنياي ما در عسكري / دنياي كفر در لشكري

  دنياي ما با مهدي / دنياي كفر بي عهدي

  دنياي ما خدا يكي / دنياي كفر خدا بُتي

 

تنظيم شعر : داريوش دوسراني ( tavabam )

يکشنبه 17 2 1391 23:15

دنيا در مقابل تمامي كائنات هستي جهان بي نهايت كوچك است و براي انسانها مكاني موقت همراه با امتحان الهي كه در صورت قبولي در آن ، خداوند تبارك تعالي اجر سعادت ابدي آنرا در آخرت كه از طريق انبياء الهي بشارت داده است به انسان ارزاني مي دهد .

  ولي متاسفانه انسانهائي هم ميباشند كه با وسوسه شيطان ، سعادت ابدي را فقط در همين دنيا مي بينند و به خود جرأت مي دهند تا به گناهان كثيف آلوده بشوند .

 براي همين منظور مطلبم را بصورت شعر بيان مي نمايم و آنرا تقديم ميدارم به دوستاني كه بدنبال گناه نبوده و ايمان دارند كه دنيا مزرعه آخرت است و نيز هدف تعالي عملكرد خود را در قبال انجام عبادت به خالق و دستگيري از مستمندان ، فقط رضايت خداوند متعال ميدانند ، انشاءالله...

 

   نفس عمل مهم بود / نه آن فقط دليل بود

   اگر عمل محق بود / يقين بدان بحق بود

   اگر عمل صحيح بود / يقين بدان درست بود

   اگر عمل معروف بود / امر آن هم مهم بود

   اگر عمل منكر بود / نهي آن هم مهم بود

   در هر عمل اخلاص بود / در ذكر آن نيت بود

   اين پند يعني علي بود / در زندگي چون او بود

   حال كه سخن همين بود / از من همين تحفه بود

 

  تنظيم شعر : داريوش دوسراني ( tavabam )

سه شنبه 12 2 1391 13:57

  يارم قدحي در دست / بي شك شده بود سرمست

  كوچ كرد از اين وادست / از دير مُغان ره جست

  با من نگشت همدست / چون من بوده ام تنگدست

  ما دلبري گل در دست / ما را كرده بود يك پست

  من فقر بودم اي دوست / نايم شده بود يك پوست

  يارم بوده بود اينست / منفي شده بود بودست

  آخر كه سخن اينست / اين يار چه شد اينست ؟

  اينك كه چنين است / خداوند تعالي ، برايم رحيم است

  تنظيم شعر : داريوش دوسراني ( tavabam )

چهارشنبه 9 1 1391 23:59
X